مقالات

فرانسیس بیکن: منطق حس

فرانسیس بیکن: منطق حس

ژیل دلوز ترجمهٔ فارسی شش فصل نخست برای اکوز متن مبنا: ژیل دلوز، فرانسیس بیکن: منطق حس؛ برگردان انگلیسی و مقدمهٔ دنیل دبلیو. اسمیت، پس‌گفتار تام کانلی، انتشارات دانشگاه مینه‌سوتا، مینیاپولیس، ۲۰۰۳. این گزیده به رابطهٔ فیگور، بدن، رنگ و حس در نقاشی فرانسیس بیکن می‌پردازد. دلوز نشان می‌دهد که

بیشتر بخوانید >
مثله‌سازی خلاق دربارهٔ هیولاها و محیط‌ها

مثله‌سازی خلاق دربارهٔ هیولاها و محیط‌ها

نویسنده: جوآن کوپژک (Joan Copjec) عنوان اصلی: Creative Mutilation: Of Monsters and Milieux این مقاله به بدن، نگاه، آفرینش هنری و نسبت موجود زنده با محیط در نقاشی فرانسیس بیکن می‌پردازد و خوانش دلوز را در گفت‌وگو با روانکاوی لاکانی و اندیشهٔ کانگیلم بررسی می‌کند. تن‌مندی زن جوانی، پشت به

بیشتر بخوانید >
بی‌اعتبارسازی درمانگر در انتقال پارانویید

بی‌اعتبارسازی درمانگر در انتقال پارانویید

این مقاله به بررسی بی‌اعتبارسازی یا کم‌ارزش‌سازی درمانگر در انتقال پارانویید می‌پردازد. نقطهٔ آغاز بحث، نقد گزارهٔ بالینیِ مطلقی است که بر اساس آن «بیمار پارانویید همیشه درمانگر را بی‌ارزش می‌کند». چنین گزاره‌ای، تفاوت میان ساختار روان‌پریشانه، سازمان شخصیت پارانویید، حالت‌های موقتیِ بدگمانی و دفاع‌های پارانویید را نادیده می‌گیرد و

بیشتر بخوانید >
توپولوژی حقیقت

توپولوژی حقیقت

این متن برای اولین بار به انگلیسی در وبسایت «مدرسهٔ نوین لکانی»(NLS) و در پی فراخوان «تنوع حقیقت در روانکاوی» که در ۲۷ و ۲۸ جون ۲۰۲۶ در پاریس برگزار شد منتشر شده است؛ متن فارسی این نسخه نیز برای اولین بار در وبسایت Pschoanalyst.ir منتشر شده است. «زن وجود

بیشتر بخوانید >
میان شرق و غرب: سینمای کیارستمی در گفت‌وگوی کوپژِک با لَکان و کُربَن

میان شرق و غرب: سینمای کیارستمی در گفت‌وگوی کوپژِک با لَکان و کُربَن

عباس کیارستمی، فیلم‌ساز برجستهٔ ایرانی، همواره به‌دلیل سبک مینیمالیستی و رویکرد متفاوتش به روایت سینمایی مورد توجه نظریه‌پردازان بوده است. در سال‌های اخیر، خوانش‌های تازه‌ای از سینمای او پدید آمده که در آن‌ها از چارچوب‌های نظری بدیلی همچون روانکاوی لَکانی و فلسفهٔ اسلامی بهره گرفته شده است. یکی از این

بیشتر بخوانید >
بدن «نه‌تمام» و بی‌شخصیتی در هنر بدنی زنان: خوانشی لاکانی

بدن «نه‌تمام» و بی‌شخصیتی در هنر بدنی زنان: خوانشی لاکانی

این مقاله با تکیه بر نظریه‌های روان‌کاوانه ژاک لاکان، نقش بدن زن در هنر مفهومی و اجرا پس از دهه ۱۹۶۰ را بررسی می‌کند. با بهره‌گیری از مفاهیم لذت‌جویی زنانه (jouissance)، ساختار «نه‌تمام» (pas-toute)، نگاه (gaze) و مرزهای ثبت نمادین، این پژوهش استدلال می‌کند که هنر بدنی زنان حذف فاعلیت

بیشتر بخوانید >
پیمایش به بالا